|
چه کنیم که خدمتگزار خوبی باشیم....؟
|
|
راههاي مختلف خدمتگذاري چيست؟ |
|
درست انجام دادن شغلي كه به هر كس محول مي شود _از دست ندادن وقت خود و ديگران و تلف نكردن
امكاناتي كه در اختيار هر كس قرار داده مي شود. _شنا سايي افراد نيازمند و در صورت داشتن قدرت مالي ،حمايت مالي از آنها و در صورت نداشتن تواناي در جهت رفع نياز هاي نيازمندان،معرفي چنين افرادي به افراد خيروكساني كه در اين جهت خدمت مي كنند كمك روحي به افرادي كه نيازمند ياري و كمك هستند _بالا بردن سطح آگاهي خود و خانواده و اطرافيان با مطالعه وتحقيق _الفت دادن بين مردم با ترفند هاي ابتكاري و خوب _راه انداختن كار مردم با ترفند هاي ابتكاري و خوب _راه انداختن كار مردم خارج از وظيفه شغلي در حد توان _توجه به اعضاي خانواده و فاميل و همسايگان وحال جواب اين سوال:چه عواملي باعث مي شود تا روحيه خدمت گذاري در جامعه گسترش پيدا كند؟ فرهنگ سازي از طرف جامعه از طريق رسا نه هاي گروهي وتبليغات گسترده _دادن آگاهي به معلمان براي تربيت كودكان و اشاعه فرهنگ خدمتگذاري در جامعه تربيت صحيح خانواده و بالا _بردن فرهنگ مردم و بالا بردن روحيه ياري رساندن در مردم |
در ابتدا بیایید باهم بررسی کنیم وببینیم که خدمت گذاری چه معنایی دارید؟
به نظر من خدمت گذاری یعنی ارئه ی خدمات از سوی فردی به فرد دیگر حالا درمورد سوال
مان چگونه خدمت گذاره خوبی
برای جامعه باشیم بیشتر افراد در پاسخ به این سوال می گویند بادرس خواندن درسته ولی پاسخ
محدودیه اگر فقط بادرس خواندن
بشود خدمت گذاری کرد پس ادم های بی سواد هیچ وقت نمی توانند به جامعه ی خودشان خدمت
گذاری کنند. در گام بعدی باید راه
های بروز توانایی هاو استعدادهای خودش را کشف کند ممکن است توانایی فرد در زمینه ی
علمی یا صنعتی یا هنری ویا در ه
زمینه ی دیگری باشد. به طور مثال کسی که توانایی خوبی در کارهای هنری دارد می تواند به
فعالیت های هنری اشتغال پیدا کند
چه بسا که دراین شغل وباارائه ی خدمات هنری مو فقیت های بسیاری کسب کرده وموجب
سربلندی کشورش بشود دنباله حرف
قبلی وقتی که فرد تونست توانایی های خودش رابه کار بگیریم باید کارش رو بر محور عدالت
انجام بدهدوسعی کند تا جایی که
ازدستش بر می اید به جامعه ی خودش خدماتی را که می تواند ارائه بدهد اون باید فردی متعهد و مسولیت پذیر باشد که فرد
توانسته به فردی خدمت گذار وپایبند به تعهدات تبدیل بشود که محو کارش عدالته ودر کارهایش
خدارا در نظر دارد کسی که
خداوند را ناظر براعمالش بدونه از خیلی لغزش ها وکم کاری ها دوری میکند در واقع میشه
بهش خدمت گزاره خوب گفت.
نتیجه گیری : که این پاسخ -پاسخ محدود و ناقصیه و می خواهم کلی تر جواب بدم یک فرد برای
اینکه بتواند به جامعه اش خدمت
کند در ابتدا باید درک درستی از جامعه و نیاز های جامعه اش داشته باشد سپس توانایی های
خودش را برای حل مشکلات و نیاز
های جامعه بررسی کند.
قدمت این شهر بر اساس مطالعه آثار باستانی و کتیبههای آن از قبیل کتیبه و سنگ نوشته آنوبانینی پادشاه لولوبیها که در ضلع شمال شرقی که بر سینه رشته کوه همیشه استوار زاگرس حک شده که یکی از قدیمیترین و به عبارتی اولین هنر معماری رو سنگ آسیا به شمار میرود و نیزدکان داوود، طاق گرا و دهها اثر باستانی و تاریخی دیگر قابل دستیابی و استخراج است.
یکی دیگر از آثار دیدنی شهرستان سرپل ذهاب، آستان مقدس احمد بن اسحاق است که تقریبا در مرکز شهر قرار دارد و مهمترین زیارتگاه این شهر به حساب میآید. ساختمان قدیمی این بنا در اثر جنگ ویران شد و هم اکنون بارگاهی باشکوه و متناسب با شخصیت آن بزرگوار برپا شدهاست. صحن زیبای حرم که در قسمت شرقی آن قرار دارد با درختان زیبای اکالیپتوس در اعیاد مذهبی به عنوان مصلی استفاده میشود. درقسمت دیگری از صحن و اطراف آن قبرستان شهر قرار دارد.
تاثير خدمتگزاري روي فرد خدمتگزار از منظري ديگر
خدمت کردن و خدمت گزاري به مردم خدمت به خداست. اگر خدا را دوست داري بندگان خدا را خدمت گزار باش و بدان که اگر بنده اي را شاد کني هزار بار بهتر از آن است که شب و روز به ورد و ذکر مشغول باشي.
مومن در بينش و نگرش قرآني کسي است که به همه آفريده ها به عنوان موجودات مستحق خدمت مي نگرد و اگر دست به دعا و نيايش برداشت از خداوند مي خواهد که هر گرسنه اي از انسان و غير انسان و يا کافر و مومن سير کند و هر بي پوشاکي را بپوشاند و هر بينوايي را نوا و هر بي پناهي را پناه و هر اسيري را آزاد سازد.
خدمت به آفريده هاي الهي که آدمي را به بالاترين سطح کمال بشري مي رساند و افزون بر انجام تکليف و ماموريت و وظيفه خلافت الهي شخص را به عالي ترين درجات بالا مي برد. يکي از عناصر قواعد اخلاقي مجموعه جهان خدمت است. که براي به نتيجه رسيدن تکامل بشريت وجود آن لازم خواهد بود ، در واقع آنچه در سطح رفتاري فرد لازم مي آيد خدمت کردن است نه به دليل اينکه ما را آدمهاي خوبي بدانند بلکه براي اينکه بدون خدمت کردن هيچ کس امکان رشد را نمي يابد .يکي از فاکتورهاي که بايد هميشه در نظر داشت اين است که بايد خدمت را از نيکوکاري جدا نمود ، در واقع خدمت عملي سخاوتمندانه و کمک از يک فرد به فرد ديگر در موقعيتي برابر است در حالي که نيکوکاري بخشش از سوي کسي است که دارد به کسي که ندارد.در يک زندگي معقول نيکوکاري جاي خود را به خدمت مي دهد و در نتيجه يک رابطه دوجانبه ايجاد مي شود و در اين ارتباط ، هم دريافت و هم ايثار هر دو باهم صورت مي گيرد در واقع ما در حال خدمت خودخواهي را نابود مي کنيم و تساوي خود را با ديگران برقرار مي سازيم. برخي از لوازم خدمت براي يک شخص :1- معرفت نفس: در مرحله اول ابتدا بايد شخص توانايي ها و استعدادهاي خود را بشناسد و قواي خود را در جهت خدمت به کار گيرد.2- درک : شخص بايد به اين درک برسد که هيچ کس نمي تواند ضرورت اساسي خدمت را در زندگي بشر انکار کند . و خدمت را به عنوان يک اصل براي زندگي بهتر بپذيرد.3- عشق : بدون عشق انجام هيچ کاري نتيجه مطلوب را نمي دهد. شخص خادم مي بايست عشق به همدوستي همنوعي و خدمت به ديگران را در خود پرورش دهد و حس خودخواهي را در خود تا حد امکان کاهش دهد.4- اراده : داشتن اراده سالم بستگي به رشد و تکامل لازم در معرفت نفس يا حب نفس دارد. و نتيجه يک اراده آزاد انساني خدمت به همنوع است.
دیدگاه امام خمینی (ره) به عنوان برجستهترین اسلامشناس، به پیشرفت و توسعه ی منبعث از جهانبینی دینی است. در نگرش ایشان با آنکه پیشرفت و توسعهی متوازن و متناسب در همهی ابعاد جهان پذیرفته شد، لیکن فرایند پیشرفت و توسعه باید در مجموع به استحکام پایههای دین، تقویت مبانی اسلامی ـ ایرانی و تربیت و هدایت انسان منتهی گردد. در اندیشهی امام(ره) پیشرفت و توسعه چه پیشرفت و توسعهی سیاسی و اقتصادی و چه پیشرفت و توسعهی علمی و فرهنگی و غیره علاوه برآن که اصول، مبانی و ملزومات خاص خود را دارد، میبایست برآورندهی اهدافی بلند و متعالی باشد که از بطن اندیشهی دینی ناشی میشود و در رأس همه، خداباوری و حاکمیت توحید در جامعه میباشد. پیشرفت و توسعه در هدف غایی خود باید رضایت خداوند را برآورده سازد و گرنه اثر آن در همین حیات مادی مختصر میشود، اگر اثری بر آن مترتبت باشد؛ اما اگر پیشرفت و توسعهی مادی به پیشرفت و توسعهی معنویت پیوند خورده و جامعهای انسانی با مقاصد عالی ظهور یافت؛ این پیشرفت و توسعه، پایدارو مبتنی بر هدف اصلی خود بوده است.
پیشرفت و توسعه نباید به اصول عالیهی اسلام خلل وارد سازد و به ترویج بیدینی منجر گردد. از بیانات گوناگون امام (ره) به دست میآید که پیشرفت و توسعهی همه جانبه علاوه بر ترقی سطح زندگی عامه (بعد مادی جامعه)، باید به تجلی دینداری در جامعه، تقویت ایمان، گسترش معنویت و اخلاق اسلامی بینجامد.
پیشرفت و توسعه باید زمینهی مناسب را برای حفظ اسلام و ترویج مکتب در جامعه، نشر معارف اسلامی، تحقق علمی احکام اسلام و رعایت حدود الهی فراهم کند. لذا از اهداف مهم پیشرفت و توسعهی سیاسی در نظرگاه ایشان استقرار حکومت اسلامی است. اگر فرایند پیشرفت و توسعه به بیدینی، متروک ماندن احکام و حدود اسلامی، مهجوریت معارف دینی و کنارگذاشتهشدن مکتب منجر شود، این پیشرفت و توسعه مورد پذیرش حضرت امام (ره) نخواهد بود و با برنامهریزی چنین پیشرفت و توسعهای مخالفت خواهد بود.
ایشان اسلام را امانت الهی میداند که همهی ملت در حفظ آن مسئول هستند و میفرماید:
«تمامی ملت… بی استثنا مسئول هستیم در مقابل خدای تبارک و تعالی برای این امانت، این اسلام که امانت است و دست ماست.»1
فرایند پیشرفت و توسعه در کشور از دیدگاه امام باید نظم در ادارهی کشور را پدید آورد تا موجب بهبود و کارآیی نظام گردد. وی میفرماید: «همهی جامعه باید نظم داشته باشد… اگر نظم از کار برداشته بشود جامعه از بین میرود.»2
یکی از ضروری ترین مسائل برای پیشرفت و توسعهی کشور، امنیت داخلی است. فقدان امنیت و بروز آشوب و هرج و مرج، اساس جامعه را متزلزل میکند و فرصتهای لازم برای سرمایهگذاریها، عمران و اصلاح جامعه را ضایع میسازد. ایشان میفرماید:
«ما در سایه ی آرامش و وحدت میتوانیم این کشور را به مقاصد عالیهی اسلامی برسانیم…»3
از اهداف مهم پیشرفت و توسعه در بعد فرهنگی، دور شدن از فرهنگ بیگانهی غربی و روآوری به فرهنگ اسلامی است؛ یعنی برعدم وابستگی فرهنگی و استقلال همه جانبه تأکید شده است. از آنجایی که علم و دانش، تخصص و فن آوری حتی با فراگیری از فنآوری غرب مورد تشویق و تأکید امام (ره) است، ولی این علم و دانش نیز مشروط است به آن که جهتدار و هدفدار باشد و منجر به حاکمیت بخش فاسد تمدن غربی نگردد؛ علمی که تعهد،اخلاق و سلامت انسان را تضمین کند، نه آنکه مایهی انحطاط و موجب تباهی او گردد.
از دیدگاه امام (ره) محور، پیشرفت و توسعهی انسان است و نگاه ایشان به پیشرفت و توسعه دیدگاهی انسان شناسانه و در قلمروی معرفت دینی است که هدف غایی پیشرفت و توسعه را تربیت انسان کامل در جامعه میداند. انسانی که در همهی ابعاد وجودش، کمال یافته است و توانایی ایجاد تحول و دگرگونی در جامعه را به سوی خیر و صلاح عمومی دارد.
امام (ره) در این رابطه میفرماید: «اسلام همهی ترقیات و همهی صنعتها را قبول دارد، با تباهی مخالف است، با آن چیزهایی که تباه میکند جوانهای ما را، مملکت ما را، با آنها مخالف است اما با همهی ترقیات، همهی تمدنها موافق است.»4
بنابراین از دیدگاه امام (ره)، همهی تلاشها و کارکردها در حوزههای مختلف علمی، فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نهایتاً باید به ساخته شدن انسان، تربیت و هدایت او منجر شود تا از تباهی رهایی یابد؛ زیرا اگر انسان درست شد هم جامعه را به مسیر کمال و راههای درست سوق میدهد و هم مکتب را حفظ می کند، در نتیجه زمینهی مناسب برای زندگی و حیات جامعهی انسانی فراهم میگردد و در مسیر پیشرفت، توسعه تعالی قرارمیگیرد